السيد محمد حسين الطهراني
119
معاد شناسى (فارسى)
اين حال من بود ، و از طرفى علماً و اجمالًا نيز مىدانستم كه اين حال صحيح نيست ؛ چون خداوند جلّ و علا مبدأ همهء خيرات است و افاضه كنندهء رحمت و وجود به جميع ما سِوَى . چند شبانه روز اين حال طول كشيد ، و هر چه به حرم مطهّر حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام مشرّف شدم و در باطن تقاضاى گشايش نمودم سودى نبخشيد ، تصميم گرفتم به كاظمين مشرّف شوم و آن حضرت را شفيع قرار دهم تا خداوند متعال مرا از اين ورطه نجات دهد . هوا سرد بود ، به سوى مرقد مطهّر حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام از نجف عازم كاظمين شدم ، و چون وارد شدم يكسره به حرم مطهّر مشرّف شدم . هوا سرد و فرشهاى جلوى ضريح را برداشته بودند ، سرِ خود را در مقابل ضريح روى سنگهاى مرمر گذاشتم و آنقدر گريه كردم كه آب اشك چشم من بر روى سنگهاى مرمر جارى شد . هنوز سر از زمين بر نداشته بودم كه حضرت شفاعت فرمودند و حال من عوض شد ، و فهميدم كه من كيستم ؟ من چيستم ؟ من ذرّه اى هم نيستم ، من بقدرِ پرِ كاهى قدرت ندارم ؛ اينها همه مال خداست و بس ، و اوست مفيض على الإطلاق ، و اوست حىّ و حيات دهنده ، و عالم و علم بخشنده ، و قادر و قدرت دهنده ، و رازق و روزى رساننده ؛ و نفس من يك دريچه و آيتى است از ظهور آن نور على الإطلاق .